خاطرات مامور سابق وزارت اطلاعات؛ قسمت بیست و هفت: حلبی حرفهای شرم آوری دربارهی امام زمان میزد/ اعضای حجتیه میگفتند انجمن یعنی حلبیسم! تندخویی و بددهنی شیخ زبانزد بود، حاج رضا - همان فرد نفوذی که پیش مهدی پهلوان بود، برای ما تعریف میکرد شیخ محمود زمانی که رو پا بود همسرش را با عصا میزد و تنبیهاش میکرد یا زمانی که زمینگیر شده بود از بس بدخلق بود نمیگذاشت جایش را عوض کنند. به خاطر همین تا مدتها کثیف باقی میماند چه طور کسی که مشکل اعصاب دارد، رهبری یک گروه را بر عهده میگیرد. ایشان حق ندارد به واسطه دریافتهای شخصی خودش به مراجع تقلید - صرفاً به خاطر اینکه مثل او فکر نمیکنند اهانت کند.
سرویس تاریخ «انتخاب»: کتاب «من اطلاعاتی بودم» در دو جلد توسط رضا اکبری آهنگر و راضیه ولدبیگی توسط نشر شهید کاظمی منتشر شده است. این کتاب شرح خاطرات علی مهدوی، کارمند بازنشسته وزارت اطلاعات از سالهای اول انقلاب و پرونده انجمن حجتیه است. نشر شهید کاظمی به آدرس قم - خیابان معلم - مجتمع ناشران - طبقه اول واحد ۱۳۱ و به شماره تلفن ۶ الی ۰۲۵۳۷۸۴۰۸۴۴ ناشر این کتاب میباشد.
تندخویی و بددهنی شیخ
تندخویی و بددهنی شیخ زبانزد بود، حاج رضا - همان فرد نفوذی که پیش مهدی پهلوان بود، برای ما تعریف میکرد شیخ محمود زمانی که رو پا بود همسرش را با عصا میزد و تنبیهاش میکرد یا زمانی که زمینگیر شده بود از بس بدخلق بود نمیگذاشت جایش را عوض کنند. به خاطر همین تا مدتها کثیف باقی میماند چه طور کسی که مشکل اعصاب دارد، رهبری یک گروه را بر عهده میگیرد. ایشان حق ندارد به واسطه دریافتهای شخصی خودش به مراجع تقلید - صرفاً به خاطر اینکه مثل او فکر نمیکنند اهانت کند.
مشخص بود جسارتها و فحاشیها و حرمت شکنیهای ایشان فقط ناشی از کهولت سن نبوده است. یک کسی آمد پیش شیخ حلبی اینها را من خودم شنیدم، تحلیل نیست اطلاعات است گفت: کسی آقای خمینی را خواب دیده - آقای خمینی که میگفتند اوج ادبشان -بود که ایشان رفته است خدمت امام زمان آن فرد در خوابش شنیده که خمینی گفته: مولای من تا حالا هر چه گفتید انجام دادم فرمایشات بعدیتان را بگویید حرفش که به اینجا رسید شیخ کلمهای راجع به امام زمان در خواب میگوید که من شرمم میشود تکرارش کنم و باید از شیخ حلبی پرسید تو اگر به امام زمان اعتقاد داری در مخیلهات نباید بگنجد که این کلمهی شرمآور از دهانت صادر شود و بعد شیخ به کسی که این خواب را دیده هم فحاشی می کند.
باید به شیخ گفت یک درصد احتمال بده خواب او درست باشد تویی که یا صاحب الزمان میگویی و ادعای پرورش سرباز امام زمان را داری چه طور جسارت میکنی به آن امام زمانی که او در خواب دیده؟ ! شوخی که نیست اسم امام زمان که میآید از عظمت ایشان باید بدنمان بلرزد.
ارادت به شیخ
انجمن ابتدای کار یکپارچه حول محور شیخ حلبی بود. اعضا میگفتند انجمن یعنی حلبیسم، ارادت همه به آن شیخ در حد پرستش بود مثلاً یکی از اعضا بعدها برای ما تعریف کرد با اینکه خودم ۴۵ کیلو بودم به عشق انجمن و شیخ، کپسول گاز ۱۲ کیلویی را روی دوشم میگذاشتم تا درب منزل او میبردم. و فکر میکردم آقای سجادی هر روز امام زمان را میبیند اگر هر روز نه، یک روز در میان نه هفتهای یکبار یا حداقل ماهی یکبار میبیند بعد که با این طایفه همراه شده بود و دیده بود چه خباثتی دارند کنار کشیده بود.
همین فرد تعریف میکرد که مسخره کردن امام و انقلاب و اصحاب امام نقل و نبات مجالس بود. از او پرسیدم: «خب چه طور شما به عنوان یک فرد مذهبی تمسخر و مضحکه به مرجع رو اون هم به ناحق تحمل میکردین؟ » گفت: من هم از این قضیه ناراحت بودم پیش خودم فکر کردم طبق همان نظری که دارن که اگر مرجعی حکم به صحیح بدهد دو تا ثواب دارد و اگر اشتباه هم بکند باز هم ثوابی برایش هست پس چرا اینها اینطور با امام برخورد میکنند؟ همین شکی که برایش پیش آمده بود و بعدها بلایی که انجمن در جریان شرکت انقلاب ما بر سرش آورد که تعریف خواهم کرد باعث شد از انجمن جدا شود.