یادداشتهای علم، دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۵۱ یادداشتهای اسدالله علم: امروز مصادف با سالروز سوء قصد چند سال قبل به جان شاهنشاه است. به همین جهت صبح تبریکی عرض کردم. بعد هم مذاکرات در خصوص انعقاد پیمان دوستی شوروی با عراق بود که واقعاً یک مسأله اساسی در این منطقه از دنیاست. یک پیمان پانزده ساله دوستی به اضافه در اختیار گرفتن بندرهای عراق در خلیج فارس که این امر در آن مستتر است. به علاوه همکاریهای فنی، به علاوه استخراج نفت رمیله. خلاصه این که در همسایگی غرب با دردسر عجیبی روبه رو میشویم و در شرق هم که حزب عوامی لیگ_که باعث جدایی پاکستان شرقی شد - بلوچها را تحریک میکند که بر علیه بوتو، رئیس جمهور جدید پاکستان، اقدام کنند.
سرویس تاریخ «انتخاب»: اسدالله علم (۱ مرداد ۱۲۹۸ بیرجند – ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ نیویورک)، یکی از مهمترین چهرههای سیاسی دوران محمدرضا شاه، وزیر دربار از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ و نخستوزیر ایران از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۲ بود.
«انتخاب» هر شب یادداشت های روزنوشت علم را منتشر می کند.
دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۵۱: امروز مصادف با سالروز سوء قصد چند سال قبل به جان شاهنشاه است. به همین جهت صبح تبریکی عرض کردم. بعد هم مذاکرات در خصوص انعقاد پیمان دوستی شوروی با عراق بود که واقعاً یک مسأله اساسی در این منطقه از دنیاست. یک پیمان پانزده ساله دوستی به اضافه در اختیار گرفتن بندرهای عراق در خلیج فارس که این امر در آن مستتر است. به علاوه همکاریهای فنی، به علاوه استخراج نفت رمیله. خلاصه این که در همسایگی غرب با دردسر عجیبی روبه رو میشویم و در شرق هم که حزب عوامی لیگ_که باعث جدایی پاکستان شرقی شد - بلوچها را تحریک میکند که بر علیه بوتو، رئیس جمهور جدید پاکستان، اقدام کنند. بوتو را هم درد دموکراسی و دماگوژی گرفته، میخواهد با آنها کنار بیاید. احمق، غافل است که این عوامی لیگ نیست، پشت سرش قدرت شوروی ایستاده است. چه باید کرد؟ مردمان [عوام فریب] خطرناکترین اشخاص می توانند بشوند.
مدتی در این زمینه ها صحبت شد. بعد کارهای جاری را عرض کردم، شاهنشاه روی هم رفته راضی بودند. بعد از ظهر سر مقبره شهیدان در راه شاهنشاه، که در حادثه ۲۱ فروردین جان خود را فدا کردند، رفتم. الحق مردم هم با صفای خاصی آمده بودند و جمعیت زیادی بود. همه کس چه دوست و چه دشمن، چه راضی و چه ناراضی، می داند که اگر سایه شاه از بین برود، همه در زحمت و فلاکت و مرارت خواهند افتاد.
بعد برگشتم، با سفیر انگلیس ملاقات داشتم. موضوع مسافرت به انگلیس و قبول دعوت خصوصی ملکه را از طرف شاهنشاه به او ابلاغ کردم، خیلی خوشحال شد. قدری هم راجع به وضع عراق و هند صحبت کردیم. او هم معتقد شده است که وضع جـدی است. اظهار عقیده میکرد که ما روابط خودمان را با هند گرمتر بکنیم، شاید اندکی هشیار و بیدار بشوند.
در قیر و کارزین فارس زلزله شد. زلزله بسیار شدید است. میگویند دو هزار نفر مردهاند. من در این خصوص عریضه ای صبح به شاهنشاه عرض کردم..... منظورم این است نشان بدهم که من همیشه از تبلیغات دولت بر علیه شاهنشاه نگرانم. به این جهت این امر را همیشه نشان میدهم. هر چه کار خوب میکنند به خود نسبت میدهند و هر کار بدی را به امر شاهنشاه نسبت میدهند.