تحقیر مقابل آرژانتین همه ماجرا نیست؛ چه بر سر تیم ملی برزیل آمده؟ باخت ۱-۴ مقابل آرژانتین در مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۶ چنان برای برزیل گران تمام شد که دوریوال جونیور، سرمربی تیم ملی فوتبال این کشور، اخراج شد.
بی بی سی: باخت ۱-۴ مقابل آرژانتین در مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۶ چنان برای برزیل گران تمام شد که دوریوال جونیور، سرمربی تیم ملی فوتبال این کشور، اخراج شد.
برزیل که الان در رتبه چهارم جدول آمریکای جنوبی قرار دارد، در ۱۴ بازی آخر ۵ بار باخته است اما هنوز شانس خوبی برای رسیدن به جام جهانی دارد.
دوریوال ۶۲ ساله ژانویه ۲۰۲۴ روی نیمکت تیم ملی برزیل نشست. نخستین بازی او پیروزی یک بر صفر مقابل انگلیس (مارس گذشته) در ورزشگاه ومبلی بود. دوریوال در ۱۶ مسابقهای که روی نیمکت تیم ملی برزیل نشست، ۷ برد، ۶ تساوی و ۳ شکست در کارنامه داشت.
دوریوال به عنوان بازیکن نتوانست به تیم ملی برزیل برسد. بزرگترین موفقیت او به عنوان مربی قهرمانی سال ۲۰۲۲ کوپا لیبرتادورس (معادل لیگ قهرمانان اروپا در آمریکای جنوبی) با باشگاه فلامینگو بود.
به گزارش رسانهها خورخه ژسوس، سرمربی الهلال عربستان و کارلو آنچلوتی، سرمربی رئال مادرید از گزینههای اصلی جایگزینی او هستند.
تیم ویکری، کارشناس فوتبال آمریکای جنوبی، نگاهی انداخته به دلایل اوضاع نابسامان تیم ملی فوتبال برزیل.
در دورههای قبلی جام جهانی، همیشه نگرانیهایی از عدم صعود برزیل وجود داشت، اما این بار هیچکس نگران نیست.
با افزایش تیمهای شرکت کننده به ۴۸ تیم و صعود مستقیم شش تیم از آمریکای جنوبی، برزیل با توجه به چهار بازی باقیمانده و اختلاف شش امتیازی با ونزوئلایی که بهتازگی اولین برد خود را به دست آورده است، احتمال عدم صعودش تقریباً صفر است.
اما این اصل ماجرا نیست.
برای برزیل، این دوره از مرحله مقدماتی جام جهانی نقش بازیهای تدارکاتی برای ساخت تیمی مدعی قهرمانی را دارد. اما در فاصله حدود یک سال به جام جهانی ۲۰۲۶، آنها بسیار دورتر از انتظار و هدف خود ظاهر شدهاند.
برزیل عملکرد خوبی در جام جهانی گذشته داشت. آنها در مرحله یکچهارم نهایی برابر کرواسی شکست خوردند، درحالیکه تنها شوت حریف به سمت دروازه، پس از برخورد با مدافع تغییر مسیر داد و وارد دروازه شد.
تیم برزیل در جام جهانی قطر ۲۰۲۲ تیمی مستحکم بود. دروازهبان تیم، آلیسون بکر به رغم لحظههای درخشانی که نشان داد، کار چندان سختی در دروازه نداشت و گاهی حتی میتوانست روی یک صندلی راحتی استراحت کند.
برزیل به واقع میتوانست قهرمان شود.
اما چرا آنها این دوره تا این اندازه افت کردهاند؟ چگونه تیمی با این تعداد از بازیکنان باکیفیت، میتواند چنین عملکرد ناامیدکنندهای داشته باشد؟
تیمی که مدتی پیش با نتیجه ۴-۱ توسط آرژانتین درهم کوبیده شد، تقریباً در خط میانی هیچ حرفی نداشت، همانطور که هم در حمله و هم در دفاع کاملاً ناتوان نشان داد.
مردی محترم، اما در سطحی پایینتر از این جایگاه؟
تحقیر برزیل برابر آرژانتین ناگهانی و یکشبه اتفاق نیفتاد.
ناهماهنگی برزیل بازیهای متوالی است که ادامه دارد. خط میانی کم اثر تیم استراتژی مشخصی برای پیشروی در زمین ندارد و خط دفاعی کاملاً متزلزل نشان داده است.
البته درخشش فردی بازیکنان گاهی این نقاط ضعف را پوشانده است، مانند گل وینیسیوس جونیور در وقتهای اضافه به کلمبیا که کاملاً برخلاف عملکرد کلی تیم بود. اما این همیشه نمیتواند اتفاق بیافتد.
اگر فیلمی با گروه بازیگران فوقالعاده، یک فیلم بد باشد، مسئولیت مستقیم آن بر عهده کارگردان است.
فوتبال برزیل دچار بحران مربیگری است. زمانی که فرصتی برای آموزش و امنیت شغلی وجود ندارد، تولید مربیان دشوار میشود. این واقعیت فوتبال داخلی برزیل است.
واقعیتی که توضیح میدهد چرا تقریباً همه مربیان موفق این کشور در حال حاضر خارجی هستند: عمدتاً آرژانتینی یا پرتغالی.
سرمربی پیشین تیم ملی، دوریوال جونیور محصول فوتبال داخلی برزیل بود و بهعنوان بازیکن و مربی، بیش از چهار دهه تجربه داشت.
او مرد محترمی است، اما به نظر میرسد مناسب این جایگاه نبود.
آیا او واقعاً فکر میکرد میتواند به آرژانتین برود و تنها با دو هافبک مرکزی بازی کند؟ چرا مثل پارسال مقابل انگلیس در ومبلی، از عمق دفاع استفاده نکرد تا فضای ضدحمله ایجاد کند؟ و زمانی که تیمش به آرامش نیاز داشت، برزیل تیمی عصبی بود و مدام در درگیریهای بیهوده شرکت میکرد.
از بین سه وظیفه اصلی یک سرمربی، یعنی انتخاب ترکیب، تعیین استراتژی و مدیریت روحیه تیم، دوریوال در همه آنها شکست خورد و عجیب نیست که جایگاهش را از دست داد.
حالا به نظر میرسد که دو گزینه محتمل برای جانشینی او وجود دارد: گزینه اول، یک سرمربی خارجی مانند خورخه ژسوس پرتغالی است و گزینه دوم، فیلیپه لوئیس، مدافع سابق چلسی است که سابقه موفقی در مربیگری فلامینگو داشته است.
پاکوئتا مهمترین بازیکن تیم شده بود
هرکسی که هدایت برزیل را بر عهده بگیرد، با یک مشکل اساسی روبهرو است: پیدا کردن جایگزین پاکوئتا در هافبک مرکزی.
مشکل خط میانی برزیل از دهه ۹۰ آغاز شد، زمانی که هافبکها به دو دسته تقسیم شدند: هافبکهای دفاعی و هافبکهای تهاجمی. نتیجه این تغییر، از بین رفتن شیوه روان بازی برزیل و تمرکز بیشازحد روی ضدحملات سریع از دو جناح بود.
در این شرایط است که مشکل لوکاس پاکوئتا بیش از پیش نمایان میشود. این هافبک وستهم که در آستانه انتقالی بزرگ به منچسترسیتی بود، درگیر یک رسوایی شد و کارنامه حرفهایاش آسیب دید.
در اولین بازیهای دوریوال بهعنوان سرمربی در سال گذشته مقابل انگلیس و اسپانیا، نشانهها حاکی از آن بود که پاکوئتا تبدیل به مهمترین بازیکن برزیل شده است؛ کسی که میتوانست فضای خط میانی را پوشش دهد، ریتم بازی را تنظیم کند و سرعت افرادی مانند وینیسیوس جونیور را به کار بگیرد.
آیا نیمار هنوز توانایی درخشش را دارد؟
احتمالاً در اختیار نداشتن پاکوئتا باعث شد که دوریوال امیدهایش را بر بازگشت نیمار بنا کند: تصمیمی کاملاً عجولانه و غیرواقعبینانه.
همانطور که انتظار میرفت، نیمار پس از مدتها دوری از میادین به دلیل مصدومیت، از آمادگی به دور است و برای رسیدن به فرم مطلوب، به بازیهای بیشتری نیاز دارد.
هرچند در ۳۳ سالگی، او دیگر بازیکنی خیلی مطمئن نیست، اما در تیم فعلی، نقشی که احتمالاً او میتواند ایفا کند، پر کردن خلأ بزرگ یک بازیساز است.
بازگشت او ممکن است هواداران عاشق فوتبال برزیل را به یاد سال ۲۰۰۲ بیاندازد: زمانی که به نظر میرسید دوران حرفهای رونالدو تمام شده، اما این ستاره با بازگشتی درخشان، برزیل را به پنجمین عنوان قهرمانی جهان رساند.
برزیل همچنان در انتظار قهرمانی ششم است و اگر بتواند در سال آینده آن را به دست بیاورد، پس از تحقیر مقابل آرژانتین،این یکی از بزرگترین بازگشتهای تاریخ فوتبال خواهد بود.